تبليغاتX
عاشق تنهایی

عاشق تنهایی

عاشق ولی تنها



سلام 

سلام  سلام

این اپ به ابن دلیله که 

می خوام بدونم که : ...   اونش به خودم مربوط  چی می خوام بدونم

یه تصمیم کوچک گرفتم نمی دونم اجراش کنم یا نه

می خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خواممی خوام     می خوام

خود کشی کنم  

لطفا نطر خودتون رو بدید  

زندگی من در دست شماست 

پس  نظر بدین 

من 7 روز دیگه میام و نظر های شما رو می خونم 

ممنون می شم از کسانی که  این مطلب رو خوندن به کسای دیگه هم بگین 

شاید فکر می کنید من شوخی می کنم 

ولی اگه شما هم جای من بودین همین کار رو می کردید

خیلی دوستتون دارم 

خدانگهدار 


+ تاریخ سه شنبه 26 آبان1388 | به دنیا اومدن این نوشته14:1 | عاشقی به نام کمیل |

سلام سلام سلام !! امروز می خوام یه آپی براتون ذارم که
 

هم طنزه و هم پیام داره ! ( مرسی پیام ! )

 

خب من امروز.......وای ببخشید یادم رفت حالتون

 

رو بپرسم !! خوبین ؟ منم خوبم! بله بله بله !! 

 

امروز می خوام دوتا زندگیو رو با هم مقایسه کنم 

 

زندگی با پایانی خوش و ناخوش !! 

 

 

اول میریم سراغ زندگی....با پایانی ناخوش : 

 

هی هی هی 

 

روز اولی که میری مدرسه !! 

 

یه عالمه دوست پیدا می کنی 

 

ولی توی خونه هنوز خاله بازی می کنی !! 

 

هی هی هی 

 

ولی اعصابتو نمی تونی کنترل کنی !! 

 

طوری که به یه پشه ی بدبختم رحم نمی کنی !! 

 

اینطوری میشه که دوستات از پنشتا میشن سه تا !! 

 

ولی همین سه تا هم نمی تونن تورو تحمل کنن 

 

میرن یه گروه سه تایی دزدان دریایی تشکیل میدن 

 

نه شایدم یه گروه سه تاییه رقص 

 

ولی......به به یهو یه کسی رو میبینی یو نگ عوض می کنی 

 

میبینی که...بعله کار از کار گذشته و تو عاشق شدی 


 

اولش یه شاخه گل میبری  

 

بعدش یه شاخه گل بزرگتر 

 

بعدشم دسته گله خواستگاری 

 

و بعدم میبینی که سر عقد نشستیو و عروس میگه بعله 

 

ولی از همون ثانیه اول اختلافاتون شروع میشه 

 

و عروس خانومم میزنه زیره گریه 

 

و دیگه رات نمی ده تو خونه 

 

به خودت میای میبینی با یه خلاف کار دوست شدی 

 

اونوقت میگه واسه پول بوکس بازی کن  

 

ولی قبلش باید دوپینگ کنی !! وای وای وای 

 

تو هم یهو اعضالتت باد میکنه میشی رضا زاده 

 

ولی بعدش توی بکس کارت تمومه 

 

میان میبرنت....کجا ؟ نمی دونی 

 

بعد میبینن که تیمارستان با روحیات تو همخونی داره 

 

ولی بعدشم که مرخص میشی میزنی تو کار سیگار 

 

اولش کمی سخت بود ولی حالا برات راحته 

 

نه یکی.....بلکه چهارتا 

 

دیگه یادت میره حتی اصلاح کنی و فقط سیگار 



و دیگه خیلی خیلی اصلاح نمی کنی 



ولی بعدش انقدر ناراحتی میکنی که همه موهات میریزه 

 

و بعدشم میفتی توی بیابون بی آب و علف 

 

و......دار فانی را وداع میگی 

 

 هی هی هی......واما زندگی باپایانی خوش 


روز اول که میری مدرسه 



کلی دوست پیدا می کنی....دوستای خوبی که دنیارو دوست دارن 



وقتی توی درس مدرسه میای بیرون یه نفرو میبینیو رنگ عوض می کنی 



و......بعله میبینی که عاشق شدی 



ولی هنوز دوستای خوبتو داری 



اونا دیگه با تو گروه رقص تشکیل میدن 



میریم سره همون عاشقی 



تا به خودت میای عروس میگه : بعععععله 



ولی از همون ثانیه اول با هم خوبینو و شوخی میکنین 



پدر زنت میگه برو سربازی 



وقتی که یه آقا میشی بر می گردی 



و می بینی که داری پادشاهی می کنی 



و هنوزم ملکه ی عزیزتو داری 



به خودت میای میشی استاد 



یا شایدم سوپر من 



سنی ازت گذشته و پیر شدی 



ولی همه دوست دارن 



ولی دیگه بعد از 99 سال دار فانی را وداع می گی 



آخی.....................


قلب عاشق من مهتاج  نظر های شماست

پس قلب این  عاشقرا نشکنید 

ممنون         بای بای


+ تاریخ جمعه 1 آبان1388 | به دنیا اومدن این نوشته4:30 | عاشقی به نام کمیل |

اگه پسرا نبودن: اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن به کی می گفتن اوا خواهر ؟ اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟ اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟ اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ اگه پسرا نبودن کی خالی می بست ؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟ اگه پسرا نبودن کی زورگویی می کرد ؟ اگه پسرا نبودن کی مغنی می شد ؟ اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟ اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟ (هههههههه) اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه دخترا نبودن: اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلوی آینه وامیستاد ؟ اگه دخترا نبودن پسرا به کی متلک می گفتن ؟ اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک می کرد ؟ اگه دخترا نبودن پسرا صبح تا شب با کی حرف می زدن؟ اگه دخترا نبودن کی درس می خوند ؟ (هههههههههه) اگه دخترا نبودن کی ناظمی کرد ؟ اگه دخترا نبودن کی از سوسک می ترسید ؟ اگه دخترا نبودن کی جیغ می زد ؟ اگه دخترا نبودن کی خودشو واسه پسرا لوس می کرد ؟ اگه دخترا نبودن کی خواهرشوهرمی شد ؟ اگه دخترا نبودن جراحان پلاستیک ، دماغ کیوعمل می کردن ؟ اگه دخترا نبودن کی عزیز بابا بود ؟ اگه دخترا نبودن به کی می گفتن صغری ؟ اگه دخترا نبودن کی مانتوی تنگ می پوشید ؟ اگه بابا ها نبودن: اگه باباها اگه باباها نبودن کی به دخترا می گفت : روسریتو بکش جلو؟ اگه باباها نبودن کی به پسرا پول تو جیبی میداد ؟ اگه باباها نبودن کی قربون صدقه ی دخترا می رفت ؟ اگه باباها نبودن کی از دستپخت مامان ایراد می گرفت ؟ اگه باباها نبودن دخترا کیو وقتی از سرکار میومد بوس می کردن ؟ اگه باباها نبودن کی بچه بی تربیتا رو تنبیه می کرد ؟ اگه باباها نبودن کی بجاش ( این بی ادبی بود فاکتور گرفتمش حالا بعد بچه ها نیایند بگند اله بله جیمبله ) اگه باباها نبودن کی هوو می اورد سر مامانا ؟ اگه باباها نبودن به کی می گفتن زن ذلیل ؟ اگه باباها نبودن بچه ها چطوری الاغ سواری می کردن ؟ اگه باباها نبودن کدوم بچه ای مجبورمی شد شب خودشو بزنه به خواب ؟ اگه باباها نبودن به کی می گفتن پدرسوخته ؟ اگه مامانا نبودن: اگه مامانا نبودن باباها چیکار می کردن ؟ ( دق ) اگه مامانا نبودن تلفن به چه درد می خورد ؟ اگه مامانا نبودن کی به بچه ها یه توپ دارم قلقلیه یاد می داد ؟ اگه مامانا نبودن کی از بچه ها جلو بابا شون دفاع می کرد ؟ اگه مامانا نبودن روزمادر کی بود ؟ اگه مامانا نبودن کی غصه می خورد ؟ اگه مامانا نبودن بچه ننه به کی می گفتن ؟ اگه مامانا نبودن شماهارو کی به دنیا می اورد ؟ اگه مامانا نبودن کی کجا چی کار می کرد ؟ اگه اینترنت نبود: اگه اینترنت نبود کی شصتا اسم داشت ؟ اگه اینترنت نبود کافی نت چی بید ؟ اگه اینترنت نبود علافا چی کار می کردن ؟ اگه اینترنت نبود هکرا با چی ور می رفتن ؟ اگه اینترنت نبود کی ازراه به درمی شد ؟ اگه اینترنت نبود چطوری یه پیرزن 20 سالش می شد ؟ اگه اینترنت نبود کی می تونست دوجنس داشته باشه ؟ اگه اینترنت نبود چی چشم وگوش بچه ها رو باز می کرد ؟ اگه اینترنت نبود چطوری بدونه این که صدات بیاد با بقیه حرف می زدی ؟ اگه اینترنت نبود من این چرت و پرتارو کجا می نوشتم ؟ اگه اینترنت نبود چی بود ؟

+ تاریخ پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 | به دنیا اومدن این نوشته12:9 | عاشقی به نام کمیل |

عزیزم غصه نخور زندگی با ماست . . .

اگه باختیم امروز و فردا که بر جاست . . .

عزیزم غصه نخور زندگی با ماست . . .

اگه باختیم امروز و فردا که بر جاست . . .

توی این شب سیاه مه گرفته . . .

نگاه کن خورشیدی از اون دورا پیداست . . .

عزیزم ؟؟ 

دنیا همین جور نمیمونه . . .

یه روز اخر میشکنه خواب زمونه . . .

عزیزم ؟؟

شب همیشه شب نمیمونه . . .

صبح میشه ، افتاب میاد رو بوم خونه . . .

عزیزم ؟؟

دنیا گلستان میشه یک روز . . .

هرچی مشکل باشه اسان میشه یک روز . . .

مهربونی جای کینه را میگیره . . .

هر جا دردی باشه اسان میشه یک روز . . .

یه روز از روزها که هیچکس نمیدونه . . . 

بدی از دنیا میره خوبی میمونه . . .

من و دل منتظر اون روز خوبیم . . .

حتی از ما نبینی اگر نشونه . . .



+ تاریخ سه شنبه 18 فروردین1388 | به دنیا اومدن این نوشته22:5 | عاشقی به نام کمیل |

سر كلاس درس معلم پرسيد:هي بچه ها چه كسي مي دونه عشق چيه؟ هيچكس جوابي نداد همه ي كلاس يكباره ساكت شد همه به هم ديگه نگاه مي كردند ناگهان لنا يكي از بچه هاي كلاس آروم سرشو انداخت پايين در حالي كه اشك تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با كسي حرف نزده بود بغل دستيش نيوشا موضوع رو ازش پرسيد .بغض لنا تركيد و شروع كرد به گريه كردن معلم اونو ديد وگفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چيه؟لنا با چشماي قرمز پف كرده و با صداي گرفته گفت:عشق؟دوباره يه نيشخند زدو گفت:عشق... ببينم خانوم معلم شما تابحال كسي رو ديدي كه بهت بگه عشق چيه؟معلم مكث كردو جواب داد:خب نه ولي الان دارم از تو مي پرسم لنا گفت:بچه ها بذاريد يه داستاني رو از عشق براتون تعريف كنم تا عشق رو درك كنيد نه معني شفاهيشو حفظ كنيدو ادامه داد:من شخصي رو دوست داشتم و دارم از وقتي كه عاشقش شدم با خودم عهد بستم كه تا وقتي كه نفهميدم از من متنفره بجز اون شخص ديگه اي رو توي دلم راه ندم براي يه دختر بچه خيلي سخته كه به يه چنين عهدي عمل كنه. گريه هاي شبانه و دور از چشم بقيه به طوريكه بالشم خيس مي شد اما دوسش داشتم بيشتر از هر چيز و هر كسي حاضر بودم هر كاري براش بكنم هر كاري...من تا مدتي پيش نمي دونستم كه اونم منو دوست داره ولي يه مدت پيش فهميدم اون حتي قبل ازينكه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزاي قشنگي بود صحبت هاي يواشكي ما باهم خيلي خوب بوديم عاشق هم ديگه بوديم از ته قلب همديگرو دوست داشتيم و هر كاري براي هم مي كرديم من چند بار دستشو گرفتم يعني اون دست منو گرفت خيلي گرم بودن عشق يعني توي سردترين هوا با گرمي وجود يكي گرم بشي عشق يعني حاضر باشي همه چيزتو بهخاطرش از دست بدي عشق يعني از هر چيزو هز كسي به خاطرش بگذري اون زمان خانواده هاي ما زياد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت كه ديگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازين موضوع خيلي ناراحت شد فكر نمي كرد توي اين مدت بين ما يه چنين احساسي پديد بياد ولي اومده بود پدرم مي خواست عشق منو بزنه ولي من طاقت نداشتم نمي تونستم ببينم پدرم عشق منو مي زنه رفتم جلوي دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول كن خواهش مي كنم بذار بره بعد بهش اشاره كردم كه برو اون گفت لنا نه من نمي تونم بذارم كه بجاي من تورو بزنه من با يه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب كردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار كتك بست عشق يعني حاضر باشي هر سختي رو بخاطر راححتيش تحمل كني.بعد از اين موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بوديم كه كسي رو توي زندگيمون راه نديم اون رفت و ازون به بعد هيچكس ازش خبري نداشت اون فقط يه نامه برام فرستاد كه توش نوشته شده بود: لناي عزيز هميشه دوست داشتم و دارم من تا آخرين ثانيه ي عمر به عهدم وفا مي كنم منتظرت مي مونم شايد ما توي اين دنيا بهم نرسيم ولي بدون عاشقا تو اون دنيا بهم مي رسن پس من زودتر مي رمو اونجا منتظرت مي مونم خدا نگهدار گلكم مواظب خودت باش لنا كه صورتش از اشك خيس بود نگاهي به معلم كردو گفت: خب خانم معلم گمان مي كنم جوابم واضح بود معلم هم كه به شدت گريه مي كرد گفت:آره دخترم مي توني بشيني لنا به بچه ها نگاه كرد همه داشتن گريه مي كردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا براي مراسم ختم يكي از بستگان لنا بلند شد و گفت: چه كسي ؟ناظم جواب داد: نمي دونم يه پسر جوان دستهاي لنا شروع كرد به لرزيدن پاهاش ديگه توان ايستادن نداشت ناگهان روي زمين افتادو ديگه هم بلند نشدآره لناي قصه ي ما رفته بود رفته بود پيش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توي اون دنيا بهم رسيدن...لنا هميشه اين شعرو تكرار مي كرد ...

    

خواهي كه جهان در كف اقبال تو باشد؟ خواهان كسي باش كه خواهان تو باشد

خواهي كه جهان در كف اقبال تو باشد؟ آغاز كسي باش كه پايان تو باشد

برای همه ی دختر ها و پسر ها  دعا می کنم  به  عشق خودشون برسن 

واقعا ایول داره           امیدوارم عشق شما هم مثل  اون  دختر و  پسر باشه   

عاشقاش بخونن


+ تاریخ سه شنبه 18 فروردین1388 | به دنیا اومدن این نوشته14:11 | عاشقی به نام کمیل |

یاران ؟!

به خدا که بی وفایی نکنید . . .

با عاشق دل خسته جدایی نکنید ! !

 

یا وفا کنید تا اخر عمر . . .

یا که از اول اشنایی نکنید ! !


+ تاریخ دوشنبه 17 فروردین1388 | به دنیا اومدن این نوشته22:2 | عاشقی به نام کمیل |

من از خدا خواستم،

نغمه هاي عشق مرا به گوشت

برساند تا لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت

فرق رفتن تو با من اين

است كه من شاهد رفتن تو هستم


+ تاریخ جمعه 14 فروردین1388 | به دنیا اومدن این نوشته18:53 | عاشقی به نام کمیل |

برای خواندن مطالب عاشقانه به ادامه ی مطلب برود      نظر یادتون نره


چیزهای دیگش

+ تاریخ دوشنبه 10 فروردین1388 | به دنیا اومدن این نوشته0:29 | عاشقی به نام کمیل |

برای خواندن مطالب عاشقانه به ادامه ی مطلب بروید    نظر یادتون نره


چیزهای دیگش

+ تاریخ یکشنبه 25 اسفند1387 | به دنیا اومدن این نوشته12:28 | عاشقی به نام کمیل |

پسرک نابینا عاشق دخترکی شده بود که او را ندیده بود. 


پسرک به دخترک می گفت انقدر دوستت دارم که اگه بگی بمیر برات می میرم.

و دخترک همیشه با یک لبخند پاسخ او را می داد.لبخندی که او هرگز نمی دید.

تا اینکه شخصی پیدا شد و دو تا چشم هایش را به پسرک داد و پسرک بینایی اش را به دست اورد.

پسرک که حالا بینایی اش را به دست اورده بود با دخترکی که عاشقش بود قرار ملاقات گذاشت.

او از اینکه می خواست معشوقش را ببیند خیلی خوشحال بود و برای دیدن او لحظه شماری می کرد.

ولی وقتی که دخترک را دید خون در بدنش منجمد شد

زیرا دخترک نابینا بود...

پسرک عاشق با بیرحمی و بی معرفتی به دخترک گفت تو نابینایی و من نمی توانم عاشق کسی باشم که نابیناست!؟

دخترک هیچ نگفت و باز هم با یک لبخند پاسخ او را داد ولی این بار با لبخندی که پسرک می دید!!!

دخترک مسیرش را کج کرد و راه خانه را در پیش گرفت...

هنوز چند متری از پسرک دور نشده بود که بزگشت و نیم نگاهی به پسرک کرد و 

گفت:

فقط مواظب چشمام باش... .

   

 

حالا واقعا عاشق دخترک بود یا پسرک؟؟؟

نظر یادتون نره!!!!


+ تاریخ شنبه 24 اسفند1387 | به دنیا اومدن این نوشته22:45 | عاشقی به نام کمیل |

   ::: عشق چیست ؟؟؟ :::
 
به كودكي گفتند :عشق چيست؟
گفت : بازي 
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟
گفت : رفيق بازي
به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت
: پول و ثروت
به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟
گفت :عمر
به عاشقي گفتند : عشق چيست؟
چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست 
به گل گفتم: عشق چيست؟
گفت : از من خوشبو تره 
به پروانه گفتم: عشق چيست؟
گفت :از من زيبا تره
به شب گفتم عشق چيست؟ 
گفت: از من سوزنده تره 
به عشق گفتم تو آخر چه هستي ؟؟؟
گفت نگاهي بيش نيستم اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟شما چه ميگوييد؟؟؟  


+ تاریخ پنجشنبه 22 اسفند1387 | به دنیا اومدن این نوشته16:38 | عاشقی به نام کمیل |