عاشـــــــــق ولــــــــی تنـــــــــــها
دوستـــــــــــــــــــــــان خوییـــــــــــــــــــــــــــــید!؟ یه خبـــــــــــــــر دارمــــــــــــــــــ VPN . Proxifier نصفـــــــــــــــــ قیمـــــــــــــــت به فروش می رسه هرکــــــــــــــــــــــــــی مـــــــی خواد بهـــــــــــــــــــم پی ام بده زندگي شهد گلي است که زنبور زمانه مي مکدش انچه مي ماند عسل خاطره ها ست
این اپ به درخواست فرشته جان بود سلام طراحی قالب های سفارشی پذیرفته می شود اونایی که می خوان براشون قالب درست کنم خبرم کنن راستی صفحه ی facebook من www.facebook.com/komeyl.solhjou گریه کن تو میتونی پیش اون نمی مونی اون دیگه رفته، بسه تمومش کن گریه کن، ته خط، عشق تو دیگه رفته تو دله، یکی دیگه نشسته تمومش کن چشم به راه، نشین اینجا، میمونی دیگه تنها گریه نکن اون دیگه نمیاد خونه دست بکش، دیگه از اون طفلکی، دل داغون اون دیگه، خوش فکر نکن حال تو میدونه تنها میمونی، اخه این و میدونی، مثل اون پیدا نمیشه اشکات میریزه، اخه اون واسط عزیزه، توی قلبته همیشه یادش می افتی، دلت اتیش میگیره، میگی کاش برگرده پیشت راهی نداری، تو باید طاغت بیاری، اخه میدونی نمیشه گریه ام میگیرد وقتی میبینم کسی که همه
دنیای من بود... الان منت دیگری را میکشد... قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض یک طرف خاطره ها! یک طرف پنجره ها! در همه آوازها! حرف آخر زیباست! آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنت روی طناب رخت حقیقت دارد که تو میتوانی با دستهای من سه تار قلم مو را بنوازی و نُتهای رنگ پریده را فیروزهای کنی حقیقت دارد که من می توانم با شعر های تو تا من بنفشه ها را میان شب های زمستان قسمت کنم ، اسکله ی ناز چشات کاری دارم یه قایقم تو ساعته یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم گرمی دستای تو رو به صدتا دنیا نمی دم هر وقت که یارم تو بودی بی کسیو نفهمیدم تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو می کشم ولی بازم رو میله ها ش عکس چشاتو می کشم آی قصه ی بی سر و ته شعر بدون قافیه برای مرگ این پسر نبودن تو کافیه از تو می خواستم...... به اندازه ای که تو رو دوست دارم مرا دوست داشته باشی
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
باران را اگر می بارد برچتر آبی تو
و
چون تو نماز خوانده ای،
خداپرست شده ام .
با باران مشاعره کنم .. و بند نیایم
باید بسیار گریسته باشم که این همه در واژه های تو غوطهورم)
تو یک خوشه انگور به صدایت تعارف کن
خطی از شعرهایت را که بخوانی ،سال ، تحویل می شود
(حقیقت دارد که در حضور تو بودن .. همیشه از نبودن زیبا تر است![]()


